شهر من نراقmoradi naraghi

به خاطر تو از خیلی چیزها گذشتم و خواهم گذشتُ تا تو باشی برای همیشه در تاریخ


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

وقتی بدون علم سیاست وارد سیاست می شویم نتیجه می شود این !!!

علمای علم سیاست  جامع ترین تعریفی که برای علم سیاست دارند این است :

علم سیاست علم کسب قدرت و ماندن در آن  است  

دادستان از اینجا شروع شد که  محمود شکرایی کاریکاتوریست اراکی کاریکاتور نماینده  مردم اراک درمجلس شورای اسلامی  را کشیده و در یک هفته نامه محلی (( هفته نامه امیر )) آن را چاپ کرد . نماینده محترم هم چون در قدرت بود احساس کرد   باید او را کمی ادب کند تا درسی باشد برای بقیه افراد منتقد ، لذا بر علیه او طرح شکایت کرده، در نهایت او را محکوم به  تحمل 25 ضربه شلاق می کند .

 حرف من این است اگر این سیاستمداراراکی  تنها دو واحد علم سیاست در دور افتاده ترین واحدهای دانشگاهی این مملکت یا همان شهر زادگاه خودشان آشتیان پاس می کرد متوجه می شد که در قرن 21  منشاء قدرت معادله پیچیده ای است بین داشتن اطلاعات و ارتباطات .

لذا یقین دارم منبعد اساتید علوم ارتباطات و علوم سیاسی هر وقت بخواهند مثال قابل لمسی از قدرت اطلاعات و ارتباطات در قرن 21 سر کلاس های خود برای دانشجویان بزنند دقیقا همین داستان و حواشی پیرامون آن را یاد آوری خواهند کرد  که قدرت یک روزنامه نگار و کاریکتوریست اراکی چقدر بیشتراز نماینده مجلس آن شهر بود که توانست یک اجماع جهانی به نفع خود و برعلیه نماینده ایجاد کند .قطعا افرادی مانند ایشان در آینده سیاسی این استان انسان های تاثیر گذاری خواهند بود  چراکه به ابزار های قدرت در این مقطع از زمان تسلط کامل دارند .

نتیجه اخلاقی این مطلب این است که به عنوان یک برادر کوچک به همه اهالی  سیاست استان برادرانه توصیه می کنم بروند پیش یک کاریکاتوریست ( ترجیحا همین شکرایی خودمان باشد بهتر است ) و با پرداخت هزینه ازایشان بخواهند  کاریکاتوری از چهره شان  کشیده ، آن را دراتاق خواب خوب نصب کنند تا هر شب قبل از رفتن به خواب بادیدن تصویراغراق شده خود  ظرفیت تحمل نقد خود را بالا ببرند . چراگه یکی از ابزارهای لازم برای سیاستمداران داشتن ظرفیت نقد است .   

 

تاریخ ارسال: جمعه 29 اردیبهشت 1391 ساعت 10:05 PM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 0 نظر

شاهین نجفی درباره مادرت  بیشتر تحقیق  کن !!!


روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل می شود که در بین علمای شیعه  متواترو مشهوراست  قریب به این مضامین . روزی فردی خدمت حضرت رسید و گفت  من مدتی از خانه و خانواده خود دور بود ام اکنون که مراجعه کرده ام می بینم فرزندی در خانه من است که همسرم ادعا می کند آن فرزند ازمن می باشد ، چگونه می توانم از گفته همسرم مطمئن شوم ؟

حضرت به ایشان می فرمایند : برو و فرزندت را برسر راه علی (ع) قرار بده اگر با دیدن علی چهره در هم کشید بدان که از تو نیست و همسرت به تو خیانت کرده ولی اگر با دیدن  آن حضرت  خندان شد مطمئن باش که فرزند خودت است و در حلال بودن نطفه شک نکن . این مردم رفت و دستور پیامبر(ص) را انجام داد و متوجه شد فرزند ازآن خودش است .

 مقدمه فوق را نوشتم برای فهم بیشتر این مطلب

شنیدم طی چند روز گذشته خواننده رپ  ایرانی تبار آلمان نشین ((شاهین نجفی ))درحرکتی شنیع اقدام به توهین به ائمه اطهار به ویژه  امام علی  النقی (ع)  و امام زمان (عج) نموده است . به عنوان یک وبلاگ نویس مسلمان وظیفه خود دانستم از کنار این موضوع به راحتی عبور نکنم و خطی به یادگار در وبلاگ خود بنویسم . کاری هم ندارم که شاهین نجفی آن را خواهد خواند یا نه اما برای آرام کردن قلب خودم  این یک خط را می نویسم.

 شاهین نجفی بیشتر در خصوص مادرت تحقیق کن قطعا به رازاین همه جرات ، جسارت و شهامت خود در توهین به ائمه اطهار (ع) پی خواهی برد!!!!

    

تاریخ ارسال: سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ساعت 3:28 PM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 4 نظر

تقدیم به استاد و معلم خوبم جناب آقای علی اکبر  جعفری نراقی

اشک هایش را دیدم وقتی که از دردهایش می گفت . از درد فقر . از درد بی کسی . از نداشته های خود در شهری غریب . بغض کرده بود و می گفت بچه ها درس بخوانید. شما الان امکانات خوبی دارید ما وقتی مثل شما بودیم حتی نان کافی برای خوردن نداشتیم . پوست پرتغالی اگر در کوچه های کاشان پیدا می شد ساعت ها آن را بو می کردم چراکه  پولی در بساط نبود که بتوان با آن میوه خرید با بو کردن پوست  آن خود را راضی می کردیم . بهترین خوراک ما در دوران تحصیل سیب زمینی بود .

ما بچه بودیم و در همان حال و هوای شیطنت های کودکانه اصلا نمی فهمیدیم استاد با آن موهای قشنگ وکت و شلواراتو کشیده چه می گوید.از چه رنجی سخن به میان می آورد . از کدام آینده برایمان تعریف می کند. چرا به خود می پیچد و زمزمه می کند شما آینده سازاین مملکت هستید .

دریکی از  همان روزها سرکلاس زنگ انشاء  صدا زد مرادی بیا انشایت را بخوان .ردیف دوم می نشستم . خوشحال از اینکه که قرار است انشاء بخوانم با عجله بلند شدم  که بروم پای تخته سیاه . یک لحظه متوجه شدم چهار نفری افتاده ایم روی آقای جعفری . کلاس به هم ریخت همه بچه های می خندیدند .

وقتی از روی آقای جعفری بلند شدیم دیدم محمد حسینی پسر شعبانعلی پای مرا با یک نخ پود بسته به پایه میز . آقای جعفری وقتی فهمیدکار کیست گرد و خاکی در کلاس به پا کرد که تماشایی بود . هنوز هم هر وقت محمد  حسینی مرا می بیند  این خاطره را تعریف  می کند وکلی با هم می خندیم .




ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ساعت 6:58 PM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 7 نظر

حتی حاضر به برداشتن یک قدم در راه خود اشتغالی نیستند !

گفتیم حالا که بازار عکس با چفیه توی مملکت  داغه ما هم یه عکس مرتبط  توی  وبلاگ  بااخوی درج کنیم شاید روزی به درد خورد خدا را چه دیدی  !!!

 من و احمد بچه که بودم هیچ وقت عادت نداشتیم از پدر پول تو جیبی بگیرم البته باید بگم که اون  بنده خدا هم  عادت نداشت به ما پول بدهد !

 وقتی برای سیم کشی ساختمان به همراه ایشان  سر کار می رفتیم بعد از اتمام کار تکه سیم های اضافه را جمع می کردیم و در مواقع بیکاری درب مغازه اونها را دو سانت دو سانت خورد کرده  و بعد وسط آنها را تا می زدیم تا به شکل هشت دربیاد . اون وقت ها بسته بندی های امروزی رایج  نبود . مجبور بودیم پلاستیک روی بسته های سیگار را جمع کنیم و در هر کدام از آنها 50 تا  از سیم های تا شده  را که معمولا چند رنگ هم داشتند قرار دهیم . عباس حاجی غلام موتور ساز بالای مغازه ما هم از دستمون زله شده بود . چون تا سرش را بر می گردوند میله اسبک دوچرخه و موتورهایی که تعمیر می کرد را ما بر می داشتیم برای ساختن تیر کمون  مگسی .

با کش قیتونی ومیله اسبک دو چرخه و موتور و سیم های خرد یک بسته کامل تیرکمان مگسی می ساختیم و5 تومان می فروختیم .با دستکش پلاستیکی هم که بیشتر برای کارگری از اون استفاده می کردن تیر کمون سنگی می ساختیم . مهمترین قسمت تیرکمون سنگی کفه چرمی اون بود که چرمش را از کفش های فرسوده تهیه می کردیم. خدا رحمت کند مرحوم سید علی کفاش را بعضی وقت ها هم از اون چرم می خریدیم . یه روز ازهمون روزها من و احمد رفتیم توی زیر زمین و یک صندوق چوبی دیدیم که یک جفت چگمه آمریکایی قشنگ توش بود . شیطون ما را وسوسه کرد و هر کدوم ما یکی از زبانه های پوتین را بریدیم برای ساختن تیرکمون . این پوتین ها رابابام در زمان سربازیش از یه آمریکایی گرفته بود ولی ما اونها را آش ولاش کرده بودیم . چشمتان روزبد نبیند بعد از مدتی حاجی این موضوع را فهمید وبه قول معروف دود از کلش بلند شد . تا چند روز جرات نمی کردیم دم چکش بریم .  قیمت تیرکمون سنگی  ده تومان بود .

من یک روزبه فکر افتادم که در تیر کمون ها باید  تغیراتی ایجادکرد.با احمد مشورت کردم ولی اون  زیر بار تغییر نمی رفت ،لذا خودم دست به کار شدم.  تغییرات من درتیر کمون مگسی این بود که به آن کفه اضافه کردم . با این کار میشد سیم را حذف کرد ،لذا کسی که ازماتیرکمون مگسی می خرید می توانست با نخود و سنگ ریزه  و ... هم پرتاب داشته باشد  . در تیر کمان سنگی هم من به جای دو کش از چهارکش استفاده کردم .

جالبه بدونید در همان حال و هوای بچگی ما قبل از فروش نحوه استفاده از  اونها راآموزش می دادیم و تعهد اخلاقی می گرفتیم که نباید به طرف کسی بگیرن و به بچه های کم سن و سال هم نمی فروختیم .  

همین تغییرات جزئی باعث شد که  تیرکمون مگسی را ده تومان و تیر کمان سنگی را 20 تومان بفروشیم .

 احمد مرتب به من تذکر می داد تو پول اضافه می گیری . من هم با توجه به اینکه سه سال ازش کوچکتربودم جواب می دادم کسی که مجبور نیست از من بخرد. کیفیت کار بهتر است و چون خودشون راضی هستن و می خرند پولی که من می گیرم حلال حلال است .

بعدهاباپولی که ازفروش تیرکمون ها به دست آوردیم هر دو شراکتی یه دوچرخه خوب ژاپنی خریدیم که بچه های نراق هیچکدام مثل اون رانداشتند .یک هفته اول همش سر اینکه کی سوار دوچرخه بشه دعوا می کردیم . بعد ها به توافق رسیدیم  صبح تا ظهر دست یکی باشه وبعد الظهر ها دست نفربعد

خاطرات زیادی ازکسب و کار دوران کودکی  دارم مانند فروش کام ،  بچه قوش ، آلاسکا ، تخم مرغ ،  تکثیر جوجه مرغ از کلاغ  و تکثیر  جوجه مرغ با دستگاه جوجه کشی که شاید بعد ها اونها را به مناسبتی توی همین وبلاگ مستند کردم . اما ذکر این خاطره به این  دلیل بود که متاسفانه این روزها جوانانی را می بینم که منتظرند دیگران برایشان فرصت اشتغال فراهم کنند وخودشان  حتی حاضر به برداشتن یک قدم در راه خود اشتغالی نیستند !

چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تاریخ ارسال: شنبه 9 اردیبهشت 1391 ساعت 10:06 PM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 19 نظر

ملا احمد نراقی بیست و چهار ماه جبهه در کارنامه خوددارد

 

سالها است آرزو دارم بنیادی در نراق تاسیس گردد به اسم بنیاد فاضلین نراقی ، بنیادی  کاملا مردمی که به هیچ گروه و سازمانی وابستگی نداشته باشد . 

با خود گفتم اگر تیتر بزنم ملا احمد نراقی سابقه 24 ماه جبهه دارد شاید بعضی  از بچه جبهه ای های شهر خود را از این بابت با ایشان  هم مسلک دانسته  ودر تاسیس این بنیاد ما را یاری کنند . 

جنگ دوم ایران و روس در سال1240 شروع و در سال 1242 به پایان می رسد .

در بین علما اختلاف است بین اینکه در زمان حکومت قاجار باید فتوای جهاد صادر کنندیا خیر؟

دو نفر از علما و مراجع بزرگ فتوای جهادخود را با پوشیدن کفن و رفتن به میدان جنگ صادر می کنند

  1 - ملااحمد نراقی 2 - سید مجاهد

بعد از خیانت عباس میرزا و  برخی از فرماندهان سپاه او در توافق پنهانی با روسیه  ملا احمد  و سید مجاهد میدان جنگ راترک می کنند و عهد نامه ترکمن چای بر ایران تحمیل می گردد .

این جنگ در تاریخ به جنگ قفقاز مشهور است و ملا احمد سه سال پایانی عمر خود را در آه و افسوس این خیانت طی می کند . 

شیخ مرتضی انصاری  دراین خصوص  می گوید :

(استاد ما ملااحمد نراقی هر وقت از جنگ قفقاز سخن به میان می آمد گریه می کرد.)

برای دیدن مقاله ای در این خصوص به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 14 فروردین 1391 ساعت 8:43 PM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 22 نظر

راه اندازی وبلاگ تخصصی توسعه پایدارشهر نراق

برای دیدن این وبلاگ به آدرس زیر مراجعه کنید .

http://naragh.blogsky.com/


قرار است در این وبلاگ به صورت کاملا تخصصی به موضوع توسعه پایدار شهر نراق بپردازیم و از نظرات دوستان نراقی و غیر نراقی ، کارشناسان ، اساتید محترم دانشگاه و مختصصان  علم برنامه ریزی شهری استفاده کنیم .

امیدوارم مطالب مطرح شده در این وبلاگ بتواند در آینده مورد استناد دانشجویان و محققان علاقه مند به مباحث توسعه پایدار در مدیریت شهرها قرار گیرد .

در واقع این وبلاگ به درخواست جمعی از دانشجویان رشته های مهندس عمران ، معماری ، سیما و منظر شهری ، برنامه ریزی شهری ، مرمت بنا های تاریخی و باستان شناسی  ایجاد شده است وقرار است در نقش سنگدان تجربیات 10 سال تلاش برای رسیدن به توسعه پایدار شهر نراق را دراختیار منتقدان این حوزه ها قرار دهد تا آنها  این تجربیات را با پتک  های عالمانه خود چکشکاری کرده ، شاید بتوان روزی  وزنی ملی و جهانی برای این تجربه دست و پا کرد . 

از شما دوستان و علاقه مندان به شهر نراق در هرکجای این کره خاکی که هستید استدعا دارم ما را در غنی کردن مباحث  طرح شده در وبلاگ یاری نموده و با نظرات کارشناسی خود وزن علمی  مطالب را افزایش دهید .



تاریخ ارسال: یکشنبه 6 فروردین 1391 ساعت 1:33 PM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 14 نظر

ملا مهدی نراقی :چه کسانی رَحِم هستند؟

سایت تابناک در سوم فروردین مطلب بسیار جالبی از جامع السعادات مرحوم ملا محمد مهدی  نراقی درج کرد که حیفم اومد  دیگر کاربران  محترم این وبلاگ آز ان مطلع نباشند .

عین مطلب را  در زیر ملاحظه فرمایید .

نوروز فرصت مناسبی است تا پس از یکسال کار و تلاش و زندگی، کدورت‌ها ورنجش‌هایی که ممکن است در طول یک سال برای برخی خانواده‌ها و فامیل به وجود ‌آید رفع شود و در دید و بازدیدها حقوق صله رحم رعایت گردد.

ضمن تبریک سال نو به هموطنانی که ترجیح داده‌اند ایام تعطیلات را در منزل و یا محل کار و نیز گشت زدن در اینترنت بگذرانند، توجه همگان را به مفهوم صله رحم و عواقب ترک آن جلب می‌کنیم.

به گزارش مرکز خبر حوزه مرحوم ملامهدی نراقی در کتاب جوامع السعادات مصادیق رحم و مفهوم قطع رحم را تشریح کرده است.

رَحِم کیست؟

مراد از رحمى که بریدن از او حرام و پیوند با او واجب است، و اگر چیزى به وى بخشیدى باز پس گرفتن آن روا نیست، کسى است که بستگان  نَسَبى باشد ، هرچند نسبت دورى داشته باشد .

قطع رحم چیست؟
قطع رحم این است که او را به گفتار یا کردار بیازارى و با او رفتار ناشایست کنى، یا او به چیزى نیاز شدید داشته باشد و تو علاوه بر توانایی بررفع حاجت ضرورى خود، قدرت بر رفع احتیاج او، از مسکن و لباس و خوراک، داشته باشى و از دادن آن به او امتناع کنى، یا دفع ظلم از او براى تو میسر باشد و نکنى، یا به سبب کینه و حسد از او دورى کنى و هنگام بیمارى به عیادتش نروی، و چون از سفر آید، به دیدنش نروى. اینها و امثال اینها قطع رحم است. و ضد آنها، از دفع اذیت و یارى نمودن به مال و کمک کردن با زبان و دست و مقام، «صله رحم» است.

شدیدترین نوع قطع رحم

عقوق (آزردن و رنجانیدن) پدر و مادر بدترین و شدیدترین انواع قطع رحم است، زیرا نزدیکترین ارحام به انسان ناشی از  ولادت است  و بنابراین حق پدر و مادر را دو چندان مى‏سازد. عقوق والدین مانند قطع رحم یا ناشى از کینه و خشم است و یا از بخل و حب دنیا است. از این رو آنچه بر مذمت قطع رحم دلالت دارد بر ذم عقوق نیز دلالت مى‏کند، و چون این شدیدترین و بدترین انواع قطع رحم است آیات و اخبار بسیاری در نکوهش آن رسیده است، چنانکه خداى متعال مى‏فرماید:

(وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا). اسراء، 23.

پروردگار تو فرمان داد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید، هرگاه یکى از ایشان یا هر دو نزد تو به پیرى رسند، به آنها اُف (سخن ناخوش) مگو و بر آنها بانگ و فریاد مزن، و با ایشان گفتار خوش و نیکو بگو.رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نیز فرمود: با پدر و مادر نیکوکار باش و در بهشت جاى گیر، و اگر عاق والدین باشى در آتش دوزخ خواهى بود.

و فرمود: هر که صبح کند در حالى که بر پدر و مادر خود خشمگین باشد، دو در از جنهم به روى او گشوده مى‏شود.

و حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: هر که به پدر و مادر خود نگاه تند و خشم آلود کند، اگر چه به وى ستم کرده باشند، خداوند نمازش را نمى‏پذیرد.
تاریخ ارسال: شنبه 5 فروردین 1391 ساعت 08:35 AM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 4 نظر

اولین درخواست از نماینده منتخب

جدای از تبریک به مردم ایران برای حضور64 درصدی  در انتخابات مجلس نهم باید یک تبریک ویژه به مردم شهر نراق گفت برای حضور 95 درصدی پای صندوق های رای . البته معمولا این نوع از تبریک ها را باید دیگران  ارسال کنند ولی در این بازار بی تبریکی گفتیم یه کم خودمون را تحویل بگیریم خیلی هم بد نباشد .

 تبریک سوم هم تقدیم به  تمامی نامزد های محترمی  که رای نیاوردن . این عزیزان  با حضور خود در عرصه انتخابات تنوع آراء و گرایش ها را بالا برده وتنور انتخابات را گرم نگاه داشتند .

در پایان از تمامی نامزد های انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شهرستان های محلات و دلیجان استدعا داریم اتاق فکری جهت کمک به نماینده فعلی جناب حجت الاسلام سلیمی تشکیل داده و اطلاعات وتجربیات خود را در اختیار ایشان قرار دهند و از این ایشان هم درخواست داریم زمینه و مقدمات تشکیل این اتاق فکر را در دو شهرستان دلیجان و  محلات فراهم نمایند .

نامزد های فعلی نشان دادند که از جان ومال و آبرو برای توسعه نظام و منطقه مایه گذاشته اند، لذا از هر کس دیگری برای تشکیل این اتاق فکر  لیاقت بیشتری دارند .

 تبریک آخر هم به نماینده برگزیده این دوره به خاطر اینکه توفیق خدمت به نظام را به مدت چهار سال دیگر در جایگاه نمایندگی مردم شهرستان های محلات و دلیجان درمجلس  شورای اسلامی کسب نمودند .

نتایج قطعی آرای حوزه انتخابی محلات و دلیجان

1

علیرضا سلیمی

17525 رای

2

مهدی قاسمی زما

5414

3

غلام حسین صمدی

4314

4

فضل ا.. کریمی

3424

5

دکتر مهدی قاسمی

1689

6

حسین امیری

1290

7

ابوالقاسم آقایی

1102

8

حسن شمس

1031

9

حسین حسینی

902

10

حسن فیروزی

504

11

سید ناصر موسوی

402

12

خانم اشرف کرمانی

376

13

گودرز گودرزی

285

14

مجید منصوری

270

تاریخ ارسال: یکشنبه 14 اسفند 1390 ساعت 08:35 AM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 14 نظر

هیچ تضمینی برای آینده بهتر از گذشته افراد  نیست

 مقام معظم رهبری

((ایشان خاطرنشان کردند: حضور اول وقت در پای صندوق‌های رای مثل نماز هرچه به اول وقت نزدیک‌تر باشد فضیلت بیشتری دارد. البته این امر به لحاظ شرعی مطرح نیست، بلکه بر اساس نگاه عقلایی وقتی انسان جمعه اول وقت این کار را انجا دهد دغدغه حضور در ساعات پایانی و شلوغی پای صندوق‌های رای را نخواد داشت.))




در این ایام  نامزد های انتخابات مجلس نهم برای رسیدن به صحن بهارستان هر کدام  به نوعی در حال تبلیغ برای جذب آراء خلق ا... هستند .  هیچ کس هم  جز خدا وند متعال از درون  و نیت افراد اطلاع درستی ندارد که با چه انگیزه ای وارد این گود شده اند .  انشا ا... که همه نیت ها خیر است .

اما عقل سلیم باید بتواند در این شرایط حساس تصمیم گیری به داد انسان برسد . چون فردای قیامت قرار است به نفع یا ضرر ما شهادت بدهد .

فردای قیامت هر عمل مثبت یا منفی که نماینده مجلس انجام دهد ما در ثواب و عقاب  آن شریک خواهیم بود .

یوم الحساب از ما سوال می کنند چرا به فلانی رای دادی که بتواند بخشی از قدرت یک نهاد تاثیر گذار را در کشور اسلامی به دست بگیرد؟

 قطعا  پاسخ  های از این دست در محکمه عدل الهی قابل قبول نخواهد بود .

 رای دادم چون دوستم بود ، استادم بود ،  همشهریم  بود ، همکارم بود ،هم حزبیم بود ،  سید بود  و ......

این جواب ها از نظر عقل انسان هم قابل پذیرش نیست . روز محشر عقل  بر علیه ما شهادت میدهد که  من به تو گفتم  فلانی اصلح است ولی تو بر اساس هوای نفس به هم حزبی و یا هم شهری  ویا فامیل  و ....  رای دادی!!!

لایکلف الله نفسا الا وسعها... از این آیه شریفه این استنباط می شود که  خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایى‏ اش تکلیف نمى‏ کند. وسع در لغت به معنى گشایش و قدرت است،

 یعنی  اینکه فردای قیامت  از هر کس بیشتر از عقل و فهمش سوال نمی کنند. و عقل می شود میزانی برای سنجش عمل .

مقام معظم رهبری در خطبه نماز جمعه مورخ 14 بهمن فرمودند :

(( فضای انتخابات باید سالم باشد. مردم اگر  خودشان نامزدهای انتخاباتی را می‌شناسند طبق تشخیص خود حتما عمل کنند و اگر نمی شناسند از افراد بصیر استفاده کنن))

طبق فرمایش مقام معظم رهبری دو راه عقلی  برای شناخت اصلح وجود دارد .

راه اول این  است که انسان خودش تحقیق کند و اصلح را شناسایی کند که این مسیر احتیاج به علم ، دانایی و توانایی  خاص خود دارد .

راه دوم این است که انسان با یک واسطه شناسایی اصلح را به فردی واگذار کند که اوقابل اعتماد باشد .  

دقیقا مانند احکام شرع مقدس که انسان ها همگی ذاتا این لیاقت و شایستگی را دارند که خود به درجه اجتهاد برسند و احکام دین را بر اساس استنباط خود از قران ، سنت و اجماع علما دریابند ولی اگر این توان بالقوه در فرد تبدیل به  بالفعل نشد باید از عالمی که به درجه اجتهاد رسیده است تقلید کند و در مرحله تقلید هر حکمی که مجتهد صادر کند نافذ است و حجت شرعی برای مکلف همان حکم مجتهد خواهد بود .  

اما واقعیت جامعه ما این است که در مسائل سیاسی همه افراد به نوعی خود را مجتهد و صاحب فتوا می دانند و درصد کمی از افراد هستند که  به افراد مطلع و بصیر مراجعه می کنند . در این حالت باید حتمابه این موضوع توجه داشته باشند که هیچ تضمینی  برای تحقق وعده هایی که  نامزد ها می دهند وجود ندارد .

یعنی در واقع  مکانیزمی  وجود ندارد که در حال حاضر شعار های تبلیغاتی نامزد ها را رصد و بعد از چهار سال ارزیابی دقیقی از میزان تحقق برنامه های آنها را برای مردم ارائه کند و اگر برنامه ها محقق نشد بتوان از نماینده حقی را مطالبه کرد .

در این حالت انسان عاقل نقد را رها نمی کند و دل به نسیه افراد خوش نخواهد کرد . انسان عاقل سعی می کند گذشته افراد را به دقت مورد مطالعه و تحقیق قرار دهد .

معمولا کاندیداها نکات مثبت گذشته خود را بزرگ  نمایی می کنند  ونکات منفی را از دید مخاطبان خود پنهان می دارند . موضوع  می شود همان مثل معروف هیچ کس نمی گوید ماست من ترش است .

انسان عاقل کسی است که با نگاه به گذشته افراد  تضمینی برای آینده برنامه های کاندید خود  پیدا  کند .

 

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 اسفند 1390 ساعت 2:23 PM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 9 نظر

انسان های کوتوله همیشه  به دنبال گالیور می گردند


همه شما به نوعی با داستان  سفر های گالیور نوشته  جاناتان سویفت  نویسنده انگلیسی آشنا هستید .

این داستان نوعی هزل اجتماعی است . گالیور شخصیتی است کاملا معمولی که در طوفانی در دریا گشتی او به سرزمین لی لی پوت می رسد و به خاطر اینکه در این سرزمین آدم کوتوله ها زندگی می کنند به ناگاه تبدیل به یک قهرمان می گردد . بعد از مدتی از این جزیره خارج شده و در سفری دیگر به جزیره ای متفاوت می رسد که انسان های غول پیکردر آن  زندگی می کنند. گالیور در دست این انسان ها مانند یک انسان کوتوله می ماند و از او برای بازی بچه های خود و پادشاه استفاده می کنند .

  گالیور شخصیت داستانی جاناتان سویفت  در دو محیط  متفاوت دو نقش کاملا متفاوت راایفا می کند .

در جزیره آدم کوتوله ها  قهرمان آنها می شود و در جزیره برابدینگ‌نگ (غول ها )  یک موجود کاملا آسیب  پذیر می گردد .

این مقدمه را نوشتم برای مطلب زیر

 بعضا در اجتماع به انسان هایی بر می خوریم که در هیبت انسان های  معمولی هستند ولی  عقلشان در حد یک بچه دوازده ساله  کار می کند .  در واقع هیبتی برابدینگی دارند ولی عقلشان  لی لی پوتی است . اینها همیشه  در زندگی خود آیه یاس می خوانند ، از نداشته های خود صحبت می کنند و از صبح تا غروب منفی بافی می کنند . به قول معرف فکر می کنند  جا های دیگر بهشت و مکانی که او در آن زندگی می کند جهنم روی زمین است .

این دسته از انسان ها دائما در حال ارسال سیگنال های  منفی برای  خود و اجتماع پیرامونی  هستند .

به محض اینکه فردی غریبه را می بینند حال چه مسئول باشد و چه نباشد چه کاری برایشان بکند یا نکند او را گالیور  حل مشکلات خود می دانند و از او می خواهند تمامی مشکلات آنها را یک شبه حل کند .

اما عکس این افراد در  اجتماع هم وجود دارد . شاید به ظاهر جثه ای کوچک داشته باشند ولی صاحبان خرد و دانائی هستند .  این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند . همیشه مثبت اندیش هستند . اگر فردی به آنها برسد به خاطر عزت نفی که دارند در مقابل آنها متواضع می شود .  دقیقا مانند  گالیور جزیره برابدینگنگ ها که در نزد افراد  آن جزیره  کوتوله ای بیش نیست. پس لزومی ندارد که برای حل  مشکلاتشان  از او کمک بخواهند . 

و اما نتیجه گیری !!!

دوستان و عزیزان همشهری شاید شهر ما صد ها مشکل و کمبود داشته باشد که دارد ! ولی قطعا هزاران امتیاز مثبت هم  دارد که باید به آنها توجه کرد پس بیایید در این روزها که بازار رفت و آمد به شهرمان  گرم است ارزش  های انسانی و توانایی های ذاتی خود را لگدمال برخی کوتاه نظری ها نکنیم .

 

تاریخ ارسال: شنبه 29 بهمن 1390 ساعت 9:20 PM | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب 30 نظر