توسعه گردشگری به چه قیمتی ؟!!!  چاپ
تاریخ : یکشنبه 5 خرداد 1387

شرمنده باید ببخشید

این حقیر به عنوان یک عضو  دلسوز  در توسعه صنعت گردشگری ایران همیشه این باور را داشتم که مردم کشور ما باید توان و ظرفیت خود را در تعامل با فرهنگ های دیگر بالا ببرند و موانع  سر را ه  این صنعت پر سود و ارزشمند در کشور به تدریج برداشته شود تا بتوان از طریق این جایگزین نفت ،هم  درآمد و اشتغال ایجاد کرد وهم اینکه  فرهنگ غنی خودمان  بخصوص میراث ارزشمند گذشته ایران زمین را  که در محدودیت شدید رسانه های امپریالیسم غرب قرار دارد وبه همین دلیل چهره ایی وحشی و حامی تروریسم از ایران و ایرانی  در هالیود  به دنیا نشان می دهند  ارائه دهیم ولی متاسفانه چند روز پیش  در یک مکان مورد احترام نمونه ایی از چند توریست خارجی را دیدم که به قول معروف دود از کله ام بلند شد . دیدن این صحنه مبتذل  انگار پتکی بود بر سرم و هر کاری کردم نتوانستم خودم را قانع کنم این شد که به فکر فرو رفتم متولیان امر در کدام محاسبات خود اشتباه کرده اند که ما در یک دولت  ارزشی مدافع راه امام وشهدا به اینجا  رسیده ایم؟ لذا به عنوان یک شهروند ایرانی  حق قانونی خود می دانم از نماینده خود در مجلس شورای اسلامی جناب آقای دکتر سلیمی بخواهم به لحاظ این کوتاهی که قلب خانواده معظم شهیدان و ایثارگران را جریحه دار می کند  و تکرار آن در آینده بیشتر خواهد کرد بخواهم برای دقایقی هم که شده وقت گرانسنگ اسفندریار این دیار را در خانه ملت گرفته و نسبت به این توهین آشکار به ارزشها ، امام و خون شهدا در حضور نمایندگان ملت توضیح بخواهد . عکس های دیگری هم دارم که فعلا صلاح ندیدم در معرض دید عموم قرار گیرد .  

با ایشان به قران مناظرمکن  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 26 اردیبهشت 1387

در نهج البلاغه ترجمه مرحوم فیض الاسلام صفحه 1081 مطلبی است که همچون تمامی کلمات معصومین(ع)‌ انسان را به عمق خود می کشاند .  بیش از 1400 سال است از طرح  این سخنان گوهر بار و ارزشمند می گذرد ولی هر روز جلوه ای  تازه می یابد وگذشت زمان نه تنها به آن رنگ کهنگی نمی دهد بلکه جلایی خاص می بخشد . به راستی چه انسانهای بد بختی هستیم ما که این زخایر ارزشمند را داریم ولی متاسفانه برای اینکه ادای آدم های متفکر و روشن فکر را در آوریم سعی می کنیم با خواندن چند کتاب از متفکران و اندیشمندان  غربی کلمات بی مغز آنها را که در زمان خودشان هم کاربرد نداشته چه برسد به حالا ورد زبان خود می کنیم و از این بدتر اینکه با غرور علمی که پیدا می کنیم خود را از شنیدن کلام معصوم محروم می نمائیم .بگذار بگویند فلانی سقراط ، ارسطو ، افلاطون ،دیوژن ،ارشمیدس ،‌ شکسپیر ، فرانس کافکا ، سیمون دوبوار، دانته، ناپلئون ، گوته و ..... را نمی شناسد .

بگذار بگویند حرف ها و نوشته های فلانی کارکرد این زمانی ندارد وتاریخ است و  تاریخ تکرار نمی شود و آنها معصوم بودند و دست ما به آنها نمی رسد . بگذریم اصل مطلب این است .   

 حضرت علی (ع) در زمانی که عبد الله ابن عباس را برای گفتگو  و مناظره به سوی خوارج فرستاد سفارش جالبی به او نمود . ایشان فرمود : با ایشان به قران مناظره مکن (از قران دلیل نیاور ) زیرا قران احتمالات و توجیهات بسیار ( تاویل و تفسیر و مراد باطنی ) در بر دارد می گوئی ( یکی از آنها را تو می گویی ) و میگویند ( یکی از آنها را ایشان، پس مباحثه دارز می گردد  )‌  بلکه با آنان با سنت ( فرمایشهای پیامبر اکرم) مانند این که فرمودند : ای علی جنگ با تو جنگ با من است  و فرمایش دیگرش :‌ یعنی علی با حق است و حق با علی هر جا علی دور زند و برود  حق با او دور می زند ( یعنی علی هر چه بگوید و بکند از روی حق و درستی است ) احتجاج کن و دلیل آور ، زیرا آنها هرگز از استدلال به سنت گریز گاهی نمی یابند ( چاره ای ندارند جز آنکه راستی این گفتار را بپذیرند ) .

مطلب به اینجا که می رسد انسان را به فکر فرو می برد که خوارج با باطن و فطرت  خود چه کرده بودند که حتی با توجه به اینکه به دستور امام (ع)‌ عبد الله بن عباس با سنت با آنها جدل کرد ولی باز هم زیر بار حق نرفتند و بر علیه حکومت حق علی (ع)‌شمشیر کشیدند .

آیا به نظر شما این بخش از تاریخ تکرار نخواهد شد ؟

آیا دیگر خوارجی پیدا  و نهروان تکرار نخواهند شد ؟

آیا دیگر کربلا و عاشورا نخواهیم داشت ؟

آیا طلحه و زبیر های تاریخ در جنگ جمل مردندو دیگر نخواهند آمد ؟‌

آیا دیگر به مالک اشتر نخعی زهر نخواهند نوشاند ؟

آیا میثم تمار را در حالی که دست و پا هایش را قطع کرده و زبان از حلقومش بیرون کشیده اند بر دار نخواهند کرد ؟

آیا سقیفه تکرار نخواهد شد و شیطان برای شکاف در دین و حکومت اسلامی هدایت گروه ها و جریان ها را به دست نخواهد گرفت؟‌  

اینها و هزاران سوال دیگر موضوعاتی است که باید برای آنها جوابی یافت .  

شما کاربر محترم در این خصوص چه نظری دارید .  

وقتی که قراراست  فوق نخبگان برای نخبگان تصمیم بگیرند !!!  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387

چند وقت پیش خبری شنیدم مبنی بر حمایت مسئولین شهرستان از نخبگان و اتخاذ تصمیماتی پیرامون حمایت از این قشر جامعه. خیلی برایم جالب بود بدانم نتیجه این جلسه به کجا رسید تا اینکه بلاخره چشممان به صورت جلسه  مباحث کارشناسی و فوق تخصصی این موضوع روشن گردید . حقیر بخشی از مطالب طرح شده در این جلسه را عینا بدون کم و زیاد برایتان نقل ودر ادامه به تحلیل محتوای آنها می پردازم نتیجه  کار را ببینید  و به حال نخبگان و آینده آنها از همین حالا تاسف بخورید!  

ادامه ...
ما پیکان مدل ۴۷ را برای این مسابقه انتخاب کردیم !!!  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387

تعدادی از کاربران محترم درخواست نموده بودند به مناسبت 9 اردیبهشت سالروز تاسیس شوراهای اسلامی شهر و روستا در خصوص عملکرد این نهاد مردمی در شهر نراق طی سال گذشته مطلب بنویسم و بعضا یادآوری کرده بودند با توجه به اطلاعاتی که دارم شورا را نقدکنم . در جواب این دوستان عزیز باید عرض کنم معمولا نقد برای اصلاح صورت می گیرد و  طرف مقابل هم  در خود ظرفیت  پذیرش این انتقاد را فراهم نموده است . اگر نقد یک طرفه باشد همان  مثال بیدار کردن فردی است که خود را به خواب زده، لذا در شرایط کنونی احساس می شود نقد ما تاثیری جز بهانه دادن به دست  دوستان نخواهد داشت ،لذا از این بحث خارج شده و این موضوع رابه زمانی دیگر موکول می کنیم که فضای نقد ونقادی در شهر فراهم باشد و ما متهم به آباد کردن جهنم شب ها در خانه هایمان نشویم . 

ادامه ...
تا بحال شما با یک طلبه علوم دینی چت کردید ؟  چاپ
تاریخ : دوشنبه 2 اردیبهشت 1387

واقعیت امروز جامعه ما این است که با پیشرفت وسایل ارتباط جمعی بخصوص اینترنت  در فرایند جهانی شدن مخاطبان  بخصوص نسل جوان از پای منبر های چوبی در مساجد  به پای میزکامپیوتر نقل مکان کرده و در فضای بی حد ومرز این رسانه در معرض بمباران  اطلاعاتی از طرف فرهنگ های مادی گرا  قرار می گیرند  .  حوزه های علمیه  ما می طلبد با درک صحیح از این واقعیت اجتماعی ( جهانی شدن یا  فرو ریختن مرز ها از طریق وسایل ارتباط جمعی )  طلبه های را آموزش دهد که بتوانند خلاء ایجاد شده در این رسانه تاثیر گذار را پر  نمایند . به امید روزی که در اطاق های گفتگو ، وبلاگ ها ، سایت ها و پایگاه های اطلاع رسانی  طلاب علوم دینی حضوری پر رنگ  و جدی داشته باشند و از این طریق بتوانند  به امر تبلیغ دین پرداخته و به شبهات پاسخ داده و نگذارند هژمونی فرهنگ سکولاریسم و پلورالیسم بر افکار جوانان این مرز و بوم مسلط گردد . این پیامی است برای شیخ مهدی عزیزم که تازگی کسوت طلبگی بر تن نموده و تمامی طلبه هایی که این مطلب را مطالعه می کنند از طرف یک دوست وبلاگ نویس ،باشد که ایشان و دیگر عزیزان این بحث را جدی بگیرند قبل از اینکه......

ابراهیم خلیل الله و محبت و معرفت خدا  چاپ
تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1387

ملا احمد نراقی

خدای بزرگ هیچ چیز را بدون حکمت به کسی نمی دهد و هیچ چیز را هم بدون حکمت از کسی نمی گیرد .

ملا احمد نراقی در کتاب گرانسنگ معراج السعاده خود برای شرح و تبیین این موضوع اشاره به داستانی دارد که این حقیر سعی خواهم کرد آن را با کمی تخلیص ذکر کنم البته عاجزانه توصیه دارم کاربران محترم به اصل کتاب مراجعه کنند و وقتی از اوقات خود رابه مطالعه آن اختصاص دهند .

مرحوم فاضل نراقی در صفحه 876 کتاب معراج السعاده. انتشارات هجرت . چاپ دوازدهم. 1385  آورده است : مروی است ( روایت شده است )  خدای تعالی ابراهیم را مال بسیار داده، چنان که چهارصد سگ با قلاده زرین در عقب گوسفندان او بودند و فرشتگان گفتند که : دوستی ابراهیم از برای خدا به جهت  مال و نعمتی است که به او اعطا فرموده ، پادشاه عالم خواست که به ایشان بنمایاند که نه چنین است . به جبرئیل فرمود که :  برو و مرا در جایی که ابراهیم بشنود یاد کن . جبرئیل برفت و وقتی که ابراهیم نزد گوسفندان بود بر بالای تلی ایستاد و به آواز خوش گفت : (( سبّوح قدّوس رب الملائکه و الروح )). چون ابراهیم نام خدای را شنید جمیع اعضای او به حرکت آمد و فریاد برآورد و از چپ و راست نگاه کرد ، شخصی بر تلی ایستاده دید . به نزد وی دوید و گفت : تو بودی نام دوست مرا بردی ؟ گفت : بلی  ابراهیم گفت : ای بنده خدا ! نام حق را یک بار دیگر بگو ثلث گوسفندانم از تو . جبرئیل باز نام حق را بگفت. ابراهیم گفت : یک بار دیگر بگو و نصف گوسفندانم از تو . جبرئیل باز نام حق را بگفت . حضرت ابراهیم در آن وقت از کثرت شوق و ذوق واله و بی قرار شد گفت : همه گوسفندانم از تو ، یک بار دیگر نام دوست مرا بگو . جبرئیل بازهم گفت . پس ابراهیم گفت : بیا مرا با گوسفندان من ضبط کن که از آن تو است . جبرئیل گفت : ای ابراهیم ! مرا حاجت به گوسفندان تو نیست ، من جبرئیلم و حقا که جای آن داری که خدا تو را دوست خود گردانیده، که در وفاداری کاملی ، و در مرتبه دوستی ، صادق و در شیوه طاعت، مخلص ثابت قدم .

خدا یا می دونم که تو انتظار نداری ما بنده ها معرفت ابراهیم خلیل الله را داشته باشیم ولی این انتظار را داری که وقتی صدای اذان صبح بلند میشه برای رضای تو دو رکعت نماز واجبمون را بخونیم و نگذاریم قضا بشه . خدای مهربون به قول یکی از عرفا ،از تمامی کارهای خوب و نمازهای اول وقتم توبه می کنم چه برسه به کارهای بد ونمازهایی که در راه رسیدن به دنیا قضا کردم .    

<<    1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>