"أیم اللَّه؛ ما کان قوم قطّ فی غضّ نعمة مِن عیش فزال عنهم إلّا بذنوب اجْترحوها، "إنّ اللَّه لیس بظلّام للعبید"؛
به خدا سوگند! رفاه و آسایش جز به خاطر گناه از ملتی زایل نشد، زیرا خداوند به کسی
ستمنمیکند".
نهج البلاغه، خطبه 178
مطلبی در وبلاگ قرار دادم به اسم راههای زوال و بقای دولت در اندیشه سیاسی نراقی . انتظارم این بود که خوانندگان وبلاگ این مطلب را مطالعه و پیرامون آن نظرات خود را مطرح نمایند . متاسفانه ظاهرا هیچ کدام از کاربران محترم ارزش این مقاله را درک نکرده لذا مجبور شدم بخشی از آن را در قالب این مطلب یاد آوری کنم.
حدیث مطلع کلام از امیر مومنان (ع) است که حجت الاسلام مزینانی آن را در بخش نقش امر به معروف و نهی از منکر در بقای حکومت ذکر کرده است .
چند ماه پیش نماینده مجلس در جمعی گزارش داد انحراف نمودار بارش در سال گذشته در شهرستان محلات و دلیجان از تمامی شهر های استان بیشتر بوده و این موجب بروز خشکسالی در سطح دو شهرستان شده است . هفته گذشته موجی از بارش های پائیزی استان را در بر گرفت و صدا و سیمای استان به نقل ازهواشناسی استان اعلام کرد کمترین میزان بارش باران متعلق به دو شهرستان های محلات و دلیجان بوده است .
شما خودتون این دو خبر را با حدیث فوق جمع و بعد در حد فهم خود تحلیل کنید .
من قصد ندارم در این مطلب به وضعیت دو شهر محلات و دلیجان بپردازم . تحلیل این دو شهر بماند برای ساکنان خودشان .
اما در خصوص نراق خودمان حرف های زیادی دارم . به راستی چه امر به معروف و نهی ازمنکری را ترک کرده ایم که خداوند متعال باران رحمتش را از ما در این روزها دریغ می کند؟
خمس نداده ایم ؟ زکات پرداخت نکردیم ؟ شکر نعمت های قبلی را به جای نیاوردیم ؟ کفران نعمت کردیم ؟ شعائر دینی را پاس نداشتیم ؟ در دل شب به جای مناجات و نماز شب پای ماهواره نشستیم و فارسی وان دیدیم ؟ نماز صبح ها را قضا خواندیم یا اصلا نخواندیم ؟ به جای صبح زود ساعت 10 از خانه برای کار بیرون رفتیم ؟ به نمازهای جمعه و جماعات اهمیت ندادیم ؟ فریضه حج را به بهانه ریختن پول در جیب عرب ها تعطیل کردیم ؟ سن ازداواج را بالا بردیم وهزاران گناه در کنارش درست کردیم ؟ خانه های خود را برای گرفتن اندکی اجاره بیشتر به هر تیپ آدمی اجاره دادیم ؟ و شاید در آخر بتوان گفت برای خواندن نماز باران شهر را به قصد پای سنگ ملا ترک نکردیم ؟
پیش خودمان فرض کردیم که این کارها مال قدیمی ها بود و الان در قرن بیست و یک کی میره پای سنگ ملا نماز باران بخونه . امروز به جای این کارها میریم ابرها را بارور میکنیم نه تنها مسخره نمیشیم، بلکه میتونیم به دنیا پزهم بدیم .
بریم پای سنگ ملا پیش چشم این همه دانشجو بشیم فیلم که ازمون بلوتوث بسازن بگن نراقی ها سنتی فکر میکنن !!
شاید هم حقوق بگیران شهر با خودشون فکر میکنن: ما که چه بارون بیاد چه نیاد حقوقمون را میگیرم .چشم شهرداری هم کور به هرقیمتی شده بره آب تهیه کنه بده به درختای شهرو فضای سبز. سازمان آب هم که مجبوره بره حتی اگر شده آب را با تانکر از دلیجان بیاره بریزه تو منبع آب . کشاورزها هم خداشون بزرگه یارانه را بگیرن بخورن کفایت میکنه، مینمونه چند تا دامدار اونها هم بفروشن این چند بز کچل را خیال همه را راحت کنن !!!!!!
گذشت اون قدیم ها که بزرگان شهر به تاثیر خواندن نماز باران اعقاد داشتند . مرحوم آقا حسین فاضل نراقی اعتقاد داشت که اون خدا رحمت کرده هم الان نزدیک 90 سال از فوتش گذشته!!
امروز نه سنگ ملایی در شهر هست و نه آقا حسین فاضل نراقی و نه اون مردمی که اکثرشون کشاورز بودن که پا برهنه دست زن وبچه شون را بگیرن و پریشون حال برن بیرون شهر جایی که کمتر گناه شده برای خواندن نماز باران .
پس با این اوضاع و احوال به نظر شما چرا باید بارون بیاد !!؟
داستان خواندن نمازباران امام رضا (ع) را در ادامه مطلب بخوانید .
حضرت امام حسن عسگری علیه السلام از پدرانش نقل می کند:
وقتی مامون حضرت رضا علیه السلام را ولیعهد خود قرار داد، مدتی باران نبارید. بعضی از اطرافیان بداندیش سخنان ناروایی را آغاز کردند و گفتند:« ببینید از وقتی که علی بن موسی به سوی ما آمده و ولیعهد شده دیگر آسمان هم بر ما نمی بارد.»
این حرف به گوش مأمون رسید و بر او گران آمد.
لذا از امام خواست تا برای بارش باران دعا کند. امام قبول کرد. آن روز جمعه بود و فرمود روز دوشنبه دعا می کنم زیرا دیشب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین را در خواب دیدم و پیامبر فرمود:«منتظر روز دوشنبه باش و به صحرا برو و برای مردم از خداوند عزوجل طلب باران کن و از آنچه نمیدانند آنها را باخبر ساز تا فضل و مقام تو را دریابند.»
روز دوشنبه امام به صحرا رفت و عده زیادی به همراهش از شهر خارج شدند.
امام بالای منبر رفت، حمد و ثنای الهی به جا آورد و عرضه داشت:«بار خدایا! این تویی که حق ما اهل بیت را بزرگ داشته ای.
این مردم همان طور که امر کردهای به ما دست توسّل دراز کرده اند، فضل و رحمت تو را آرزو میکنند و منتظر احسان و نعمت تو هستند. خداوندا آنها را از بارانی مفید که هیچ ضرری در بر نداشته باشد سیراب کن، و بارش این باران را بعد از رفتن از صحرا و رسیدنشان به خانههایشان قرار بده!»
قسم به آن خدایی که محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به رسالت مبعوث فرمود، بادی سخت وزیدن گرفت و ابرها پدیدار شدند، ابرها غرش کردند و برق زدند. مردم خواستند خود را به سرپناهی برسانند ولی حضرت رضا علیه السلام فرمود:«بر جای خود بمانید که این ابر برای شما نیست و مال شهر دیگریست.»
ابرها گذشتند، و بار دیگر ابرهای دیگری آمدند و غرشی کردند، اما باز امام فرمود:«بر جای خود بمانید. این ابر هم برای شما نیست.»
ابرهای سوم و چهارم تا ده ابر آمدند و یکی پس از دیگری غرشکنان گذشتند.
وقتی ابر یازدهم ظاهر شد، امام فرمود:«ای مردم! این ابر را خداوند برای شما فرستاده. او را سپاسگزار باشید و به سوی منازل خود بروید که این ابر بالای سر شما خواهد بود تا داخل منازل خود شوید، که بعد از آن بر شما بارش کند.»
آنگاه از منبر پایین آمد و مردم به خانه هایشان رفتند. سپس بارانی شدید بارید که تمام صحراها و گودالها و دره ها را از آب پر کرد. مردم یک صدا می گفتند: « گوارا باد کرامات خداوندی بر فرزند رسول خدا.»
سپس امام بیرون آمد و عده زیادی جمع شدند. امام آنها را به تقوای الهی توصیه کرد و پندهای فراوانی برایشان ایراد فرمود.
منابع:
بحارالانوار، ج 49، ص 180، ح 16. از عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 167- 172.
راست و دروغ!!!!
کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است.
کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست.
کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است.
کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است.
کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است.
کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است.
کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.
کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است.
کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است.
کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است.
کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.
کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است.
کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند دیوانه است.
مرسی از مطلب جالب
یادم میاد بچه که بودم پا سنگ ملا را شنیده بودم
لطفا بگو محلش دقیقا کجاست و ایا برنامه ای برای نماز خوندن اونجا دارین؟
من که کاملا به دعا اعتقاد دارم و مطمیئنم اگه بخاطر افراد سالخورده و کودکان و حیوانات نبود همین مقدار بارون هم نبود
سلام . دقیقا پشت حوزه علمیه به طرف کمر بندی است .
برنامه باید بعد از اعتقاد شکل بگیرد . فعلا مشکل اعتقادی داریم .
سلام
قول میدم هم آب و هم گوشتش را خودمون تهیه کنیم
اما گاهی هم باید آبگوشت خورد 
ممنون.شما هرموقع دلت هوس آبگوشت کرد تشریف بیارید در خدمتیم
الان هم که دیگه آبگوشت رفته تو لیست گروه غذاهای کمیاب
سلام . هادی جان . خیلی مخلصیم . بیش از این ما را شرمنده نکن .
سلام آقای مرادی یادمه سال اول و دومی که کار گردشگری شروع شد شما فرمودید که بچه ها رو بیمه می کنید و حتی کپی شناسنامه م گرفتید برا این موضوع
ولی اان بعد از 4 سال من به اداره بیمه مراجعه کردم و دیدیم هیچ بیمه ای برای من رد نشده
اولا بگم که هیچ انتظاری از شما یا کسی دیگه ندارم ولی خوب نبود این رفتار انجام بشه
و الانم دیگه کاریش نمیشه کرد احتملا فقط برا یکسری از دوستان بیمه رد شده
سلام برادر مرادی .
چراآمار سایت را جوری تنظیم نمی کنی که مراجعات روزانه مشخص باشد ؟
در ضمن دمت گرم .
بد باشی یا خوب شما نراقی و بسیجی هستی . لذا برای ما مهم است که در کارت موفق باشی اگر انتقادی هم می کنیم از سر دلسوزی است .
سلام . اگر بنا به دلیلی نبود این آمار کلی مراجعات را هم حذف می کردم . هدف از طراحی وبلاگ کنترل مراجعات نیست . خواستم یک پل ارتباطی داشته باشم بین خودم، دوستان و منتقدین و شهروندان .
ممنون از اینکه دلسوزنه ما را نقد می کنید . بزرگترین لطفی که می توانید در حق این برادر کوچک خود داشته باشید همین نقد منصفانه است .
با تشکر . م. مرادی
سلام . به سهم خودم از شما به خاطر عمق مطلب متشکرم . به دوستان هم سفارش می کنم سطحی نگاه نکنند . این واقعیت های شهر نراق است چه ربطی دارد به اینکه کسی بخواهد خودش را مطرح کند . مخصوصا کسی که حداقل در نراق از او مطرح تر کسی نیست . بخل و حسادت هم حد داری . بعضی ها شورش را در آوردند .
من به همه بچه های نراق بخصوص شما افتخار میکنم .
تا جایی که بنده اطلاع دارم نراقی های مقیم تهران دعا گوی شما هستند .
چند وقت پیش که جوزقند را به کاخ سعد آباد آورده بودید شبکه تهران غرفه شما را نشان داد کلی ذوق کردیم .
یک سوال هم داشتم از 21 آبان تا 25 آبان نمایشگاه شهرداریها در تهران است شما حضور دارید و اگر حضور دارید چگونه به نراقی ها اطلاع می دهید ؟
به امید سربلندی نراق و نراقی ها
سلام نراقی مقیم تهران . بله در حال آماده شدن برای حضور در نمایشگاه دستاورد های شهرداریهای سراسر کشور هستیم . شهرداری سامانه پیامک دارد ولی متاسفانه ما شماره نراقی های مقیم مرکز را نداریم . تنها را ه اطلاع رسانی درج خبر در سایت نراق است .
به امید دیدار شما و دیگر نراقی ها در مصلای تهران . 21 الی 24 آبان ماه .
سلام
مرد نیک این حرفها چیه که می زنی؟خودت رو زیر سوال نبر نه شخصیت و نه شعورت را آدمی برای مطرح کردن خودش به همه چیز آویزان می شود ولی همه چیز چیست؟ آیا آویزان شدن به .... خوب است؟اینکه نماز خواندن مهم است حرفی است نکو و بر منکر آن لعنت ولی همه چیز هایی که گفتین درست بود فقط چرا نماز را مطرح کردین ؟!! آیا به حسود بودن و بخیل بودن نراقی ها نباید اشاره کرد ؟ من فکر نمی کنم جایی بیشتر از تهران خلاف و خیانت بشه از اختلاس گرفته تا .... ولی بیشترین بارندگی را در همین شهر دیدیم بی سابقه بود ولی بدان مردم تهران مثل کوه پشت هم هستند در هر جایگاهی باشند چه غریبه و چه آشنا را رها نمی کنند ولی نراقی ها چشم دیدن همدیگرو ندارند.شما برید همون خیانت هایی که به دانشجو ها در نراق شد را ببینید ناله و نفرین های مادران آن ها را ببینید این ها هست که نراق را بدبخت کرده البته بگویم نراق الان هم برف می آید خدا خیلی بزرگ است مطمئن باشید در رحمت را روی بنده های خودش نمی بنده .مطمئن باشید به همان خدا قسم خدا خیلی مهربون هست وگر نه حق نراقیها اگر دست ما بنده های خدا بود خیلی کمتر از اینها بود.
پیروز باشید.
سلام . من فهم، شعور و درکم را به نقد شما دوست گرامی گذاشتم .
شما هم نظر خود را درج کردید . قضاوت درست یا نا درست بودن آنها بماند برای خوانندگان وبلاگ .
نکته مهم و اساسی آن است که بلند بلند فکر کنیم. تا دیگران بتوانند افکار ما را نقد کنند .
کاری که این روز ها خیلی ها جرات و جسارت آن را ندارند !!!
ممنون که وبلاگ را قابل دانستید و سر زدید .
با تشر . م . مرادی
سلام. درود بر مرادی بسیجی
از پاسخ زیبا و وحدت آفرین جناب عالی به آقا سعید و دوستان همفکرش متشکریم .
تعدادی از دوستان بسیجی شما تصمیم گرفتند امسال اقدام تاریخی کفن پوشان شهر نراق در سی و دو سال قبل در مقابل لانه جاسوسی را برجسته و تاریخی تر به ثبت برسانند.در کنار آن همچنین جوان ترین شهید لانه جاسوسی سید حسین میرسلطانی نیز یه همین نحو تیتر زده شود.
چون وبلاگ شهر من نراق سال ۱۳۸۹ به این مهم پرداخته و الحق زیبا هم نوشته بود در اولویت نوشتاری قرار دادیم تا احترام برادر بسیجی آقای مرادی نیز بالای چشم گذاشته شود.
بنابراین بدون برگزاری جلسه ای علاقه داشتیم همه وبلاگ های شهر نراق و امام جمعه محترم و افراد ذی نفوذ دیگر یکدست به این واقعه تاریخی بپردازند و حرکت خود جوش مردم شهر نراق را بیشتر معرفی نماییم که موفق هم شدیم. هر فرد اکنون از اینترنت سرچ کند این رویداد را به نام نراق خواهد دید .
اکنون نیز طالبیم مردم اگر عکسی از کفن پوشان دارند برای چاپ اقدام نمایند .در هر صورت ما از شهردار بسیجی و برادر جانبازش و پدر بسیجی آنها که در ستاد پشتیبانی جنگ فعالیت داشته صمیمانه تشکر می کنیم .
سعید جان ما همه با هم بسیجی هستیم و حرکت شما نسبت به فردی مورد نکوهش ما است و دعا می کنیم در این ایاد مبارک جناب عالی نیز کدورت ها را از بین ببری و برای پیشرفت انسانیت و شهرمان با افراد رابطه دوستی برقرار کنی . مطمئن باش حاجی محمود مرادی نیز علاقمند به حفظ وحدت و دوستی بین همه ما می باشد.
دعاگو همه هم ولایتی ها
سلام بر دوستان خوبم در بسیج
سفره شهدا بی ریا و پر از خیر برکت . اگر ما بر سر این سفره زانو بزنیم قطعا دلهایمان به هم نزدیک خواهد شد . دوستم خوبم سعید هم از دلسوزان نراق و شهدا است .
شما ببینید سر سفره امام حسین هه کدورت ها کنار می رود چون صاحب سفره منبع اخلاص و معرفت است .
مجددا از اقدام ارزشمندتان در پر کردن فضای سایبر با یاد و نام شهدا ی شهر تقدیر نموده برایتان آینده ای سرشار از موفقیت آرزو دارم .
شهر نراق شهر ارزش ها است و بنده ایمان دارم که این ارزش ها را باید به دنیا معرفی کرد نه تنهابه افراد نراقی و یا حتی داخل کشور .
با تشکر
. م. مرادی
آقای مهندس,ما چندین سال است بز نداریم
ببعی داریم! اونم به تعداد انگشت شمار!
اون بزها و بزغاله هایی که سالها پیش داشتیم را,به علت خشکسالی و عدم درآمد حاصل از کشاورزی؛فروختیم و رفت به حساب اقساط ادوات کشاورزی و...همچنان این اقساط 15/000/000تومانی ادامه دارد!
حالا دیگه بزغاله هم نداریم که برات آبگوشت درست کنیم!!!به یاد سالهای گذشته که شما را تو منطقه بیشتر زیارت میکردیم!!!!
سلام . یادش بخیر عمو عابدین 12 سال پیش یه شب برفی توی طالبه یه بزغاله را توی دیزو زود پز پخته بود و داشت تنهایی درب دیزو را باز میکرد که من و مجتبی عابدی سر زده بر اون وارد شدیم . چشمت روز بد نبینه ما جوان و بخور عمو عابدین هم که مراعات میهمان را میکرد
. شب به یاد ماندنی شد . خدا به مابقی گله شما خیر و برکت بدهد . از شما به ما خیلی رسیده .
ولی به هر حال ما پایه آبگوشت هستیم . آبش از ما گوشتش از شما
حالا گفتیم آبش از ما فردا نگی یه تانکر آب بیار طالبه
سلام . خداوکیلی من موندم تو از کجا این سوژه ها را پیدا میکنی . راستی تو نماز جمعه یه برگه پخش کردن به نام شهید سید حسین میرسلطانی . سه تا نهاد زیر این برگه اسم خودشون را نوشته بودن . اما دریغ از اسم وبلاگ شما . مطلب و سوژه شما را دقیقا کپی کرده بودن به اضافه یه مطلب دیگه زده بودن به اسم خودشون . البته .م. ی هم این کار را تو وبلاگش کرده . کلی خندیدم به .....
من هم یاد گرفتم نقطه چین بگذارم .
فعلا بای
راستی دلم نیومد خواستم به اسم دوستار نراق یه توبه نامه بنویسم و از همه نوشته هام عذر خواهی کنم . گفتم نا مردیه . ولی خوبه همه فهمیدن این آدم منتقد حتی ظرفیت شنیدن کمترین انتقادی را نداره اون وقت ادعا میکنه من میخواستم خدمتی بکنم.
بازم فعلا بای
سلام . سعید . زیر اون برگه نوشته شده بود بسیج نراق و ستاد یادواره شهدا . اگه خدا قبول کنه ما هم عضو بسیج هستیم هم عضو ستاد یادواره پس نیازی به درج اسم نبود.
واقعا کار جالبی بود من که خودم کلی دعاشون کردم مخصوصا اینکه امام جمعه محترم هم در نماز جمعه به این موضوع اشاره کرد. البته من خودم از حضور مردم نراق در مراسم تهران به صورت کفن پوش اطلاع نداشتم .
اما در خصوص دوستار نراق خواهشا بیخیال شو . من مطلب را عوض کردم که دعوا ها شخصی نشه .
من از شما و دوستار نراق خواهش میکنم اگر بازهم خواستید انتقادی داشته باشید اسم مستعار خود را عوض کنید .
بیایید کمک کنیم برای رشد همدیگر نه بیرون کردن از میدان .
موفق باشید .
"کشاورزها هم خداشون بزرگه یارانه را بگیرن بخورن کفایت میکنه" ببخشید مگه یارانه کشاورزای نراق چقدره ؟؟؟؟؟؟؟ اگه خوبه بگید ما هم بیاییم نراق کشاورزی کنیم.
سلام . تشریف بیارید . کشاورزان نراق به برکت کاشت هزاران درخت گردو و بادام در دانشگاه فرزندان خود را جهت انجام امور خدماتی راهی دانشگاه کردن و خودشون درب کوره قنات آصف اباد نشسته اند که اگه آبی درآمد برن یه کردو به امید خدا بکارن برای سر گرمی .
سلام و درود فراوان بر جناب آقای مرادی
وقتی عادلانه قضاوت نمیکنند و همه کارهاشون شده کاغذ بازی و سرگردان کردن مردم, نه تنها نباید انتظار داشته باشیم خدا رحمتهایش را بر ما نازل کند؛بلکه باید منتظر قهر خدا باشیم!

از اینکه اینقدر زیبا مطالب را بیان نمودید تشکر میکنم.
شاید خیلی هم بی ربط نباشه که بگیم دوره ی آخر زمون شده و ممکنه این اتفاقات هم طبیعی باشه! گاهی همین نزولات آسمانی بلا هستند و این روزها در خیلی از کشورها بارش برف و باران باعث گرفتاری و جان باختن خیلی از انسانها ها شده است.
آقای مرادی؛این روزها ظلم بیداد میکند,حق ها به ناحق تبدیل شده.راه راست را به راه کج متصل میکنند و عدالت از بین رفته است!
تو روز روشن واقعیت را به عکس جلوه میدهند و به همین سادگی رای را بر میگردانند.
نمونه اش همین تصادف سال گذشته ی خود من بود که پس از 1سال کش و قوص و دوندگی و تحمل هزینه ها ی سنگین درمان و ... در صورتی که مقصر نبودم ولی چون طرف مقابل خودروی نظامی بود,کارشناس پلیس راه پس از یک سال بنده را مقصر اعلام کرد!!!!!!!!!!!!
متاسفم از اینکه تو جامعه ی اسلامی ما,فقط همه چیز ظاهری است و اگر به باطن بنگریم اثری از آنچه اسلام توصیه نموده نمییابیم
خیلی دلم برای اینجا تنگ شده بود,مدتی بود که به دنیای مجازی دسترسی نداشتم,در پایان هم به شما و امثال شما افتخار میکنم.
با آرزوی توفیق روز افزون.
سلام آقا هادی . رسیدن بخیر . داشتم نگران میشدم .
شرمنده که در این مطلب مجبور شدم به بز های شما توهین کنم . (کچل )
همینجا از شما و همه اون زبان بسته ها پوزش می طلبم .
یادش بخیر ما یه فامیل داشتیم هر سال تا زنده بود هرسال گله گوسفنداش را از هستیجان می اورد زبیده خاتون برای رفع بلا . شیر و گوشت قربونی میکرد برای زوار . ولی حال گوشت کیلویی ۱۵۰۰۰ هزار تومان کی ......
خدا به دادمون برسه