خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 8 آذر 1386

 

علمای علم روان شناسی اعتقاد دارند که وقتی فشار های عصبی زیاد میشه باید موقعیتی فراهم کرد تا انسان با صدای بلند فریاد بزند و این تخلیه انرژی موجبات آرامش او را فراهم کند .

این مقدمه را نوشتم که کاربران محترم از مطالب مایوس کننده من ناراحت نشوند و به من حق بدهند که اینها را می نویسم بلکه قصه خودم را با آنهاشریک شوم تا تحملش برایم آسانتر گردد.

 در پی روند رو به رشد حذف امکانات شهر در این چند سال اخیر  از جمله اداره گاز ، نمایندگی تربیت بدنی ، نمایندگی آموزش و پرورش ، حذف دبیرستان دخترانه و پسرانه  ، اداره برق ،داروخانه ، اداره جهاد کشاورزی و درمانگاه شبانه روزی اخیرا شنیده می شود در تکمیل این پروسه بانک صادرات شعبه نراق و مدرسه راهنمایی شبانه روزی هم قرار است به زودی از نراق گرفته شوند .

چند سالی است که خودم را عادت داده ام خاطرات کاری خود را روزانه یادداشت می کنم تا در آینده قسمتی از تاریخ شهر نراق از دل این خاطرات استخراج گردد. تصور می کنم که مثلا 30 سال آینده چه خانواده هایی باید برای کم کاری پدران خود و کارشکنی هایی که آنها به لحاظ ضعف شخصیت و حب جاه و مقام از خود نشان داده اند ننگ رفتار آنها را تحمل کنند . برای مثال مدتی پیش با چند سال کار بر روی یک شخصیت خیر نراقی که در کار خود آدم بسیار توانمندی هم است موفق شدیم او را به نراق دعوت کرده  تا بتوانیم از توان تخصصی و اجرایی و مالی او در شهر استفاده کنیم که متاسفانه یکی از همین آدمهایی که ذکر کردم چنان برخوردی با او کرد که اون بابا رفت و دیگه پشت سرش را هم نگاه نکرد .  

از توان و علاقه این فرد همین بس که او تصمیم داشته به تنهایی در سال 52 جاده امامزاده زبیده خاتون (س)را آسفالت نماید و متاسفانه بعد از انجام زیر سازی در همان سالها هم به دلیل مشکلات فوق در آن زمان از کار کردن در نراق منصرف می گردد .

با این اوصاف شما جای من بودید فریاد نمی زدید ؟

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایا ما را بکش یا اونها را !!!